X
تبلیغات
ده دقیقه به نُه

شعری از امیر فتحی


تو که چنین نا بهنگام وسر به هوا ،سرشار از صداها

لبخند می زنی بلند بلند

تنگ می کنی کمرت، کرشمه کرشمه می کشی روز را اندر میان

که له له این روزهای چشمت از پشت عینک ریبنت

ازگرگ میان پاهایت در این به وقت دهانها،کپل های عبوس، چادرهای سیاه

بوق موتورها،مرگ بر آمریکا

تو که کرور کرور دستاوردعلمی، غرور ملی، آلات جنسی از دهانت هفت صبح می زند

می کند تف از ماتحتت بیرون
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/03/27ساعت 1:54  توسط ده دقیقه به نه  | 


بدرود بیژن الهی
آقای کلمه

+ نوشته شده در  89/09/11ساعت 16:43  توسط ده دقیقه به نه  | 

شو برهنه

ای به خیال من صد ردا برتن ازهمه بوریای هند وابر

وقتی هست نمی شود تنت هرگز

میان من و رود روان بدنت

شو روان از جوهر قلمم

همه از رنگ شو برکاغذ تنم

پاشیده باش

همه مو باش ،موییده باش

تو فقط می باش.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/05/03ساعت 19:9  توسط امیر فتحی  | 

بخش میهمان

از ناتمام ِ سه و دیگر
شاهرخ صلح جو

 

یک عینک سیاه بزرگ

باید بزنم رو چشم هام

وقتی تو آن کتاب را می خوانی

حیرت می کنی از جمله هاش

 

هر روز     یادم می رود     تو را     هر شب     یادم می رود تو را     یادم می رود


(برای خواندن متن کامل شعر روی گزینه‌ی ادامه‌ی مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/03/03ساعت 11:56  توسط ده دقیقه به نه  | 

 

By Omid Shams

Increasing the violence in Islamic world is reaching to its extreme level. The last statement of united state’s president on Iran pushed the confrontation of western and Islamic world into the last and most dangerous phase: the last war.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/02/20ساعت 22:3  توسط ده دقیقه به نه  | 

قابل توجه دوستان
لینک دانلود تعویض شد

آشفتگوی نها...

مجموعه شعر امید شمس
نشر الکترونیکی

اردیبهشت 1389

لینک دانلود

+ نوشته شده در  89/02/16ساعت 17:30  توسط امید شمس  | 

بخش هایی از " عروسی بهشت و دوزخ" 
ویلیام بلیک

ترجمه امید شمس

چکیده

ریترا می خروشد و شعله هایش را می لرزاند

ابرهای گرسنه روی دریا تاب می خورند

 

فقط  بردبار و درراهی پرخطر،

مرد عادل مسیر خود را ادامه می داد به سوی

وادی مرگ

گلها جایی کاشته می شوند که خارها می رویند

و برخلنگ زار بایر

زنبورهای عسل می خوانند.

(برای خواندن متن کامل روی گزینه ی ادامه ی مطلب کلیک کنید)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/12/06ساعت 0:2  توسط ده دقیقه به نه  | 

تک پرده برای دیزی دایموند،
سه( س.ب. ا)  سلمان پور
محمد علی زمانی، آرش رحمانی پور

شاعر: سمیرا یحیایی

 

(در با صدای تبر بسته می شود)

غم تا گلو پوشیده یکدست

سقفِ خانه یکدست...

تو ساز می شوی

می روی توی آغوش ام

دستی که وقتِ مرگ شکل ساز می شود

(برای خواندن متن کامل روی گزینه ی ادامه ی مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/12/02ساعت 4:1  توسط ده دقیقه به نه  | 

من، تو، تاریکی


 

سرم دارد درد، دارد گیج ،انگشتانم خشک ،پاهایم رگ به رگ ،دهانم ،دندانهایم، بوی گند ،بوی خشک

هر روز هی بلند ،نور گند ،موهای ریخته ، دندانهای زرد ،دهان گند، لبخند

شاید یک روز،همه چیز،همه کس،همه جا

ایبو بروفن، بروفن، سرم دارد درد

شاید یک روز،هیچ چیز ،هیچ کس،سر جای خودش، همه چیز،همه کس

دارد می ریزد موهایم،دندانهایم، ناخنهایم،انگشتانم رگ به رگ

تاریکی همه چیزرا عریان،هر کس را عیان، تو را در من پیدا

من تورا،نامت را،نایت را،نافت را

(برای خواندن متن کامل روی گزینه ی ادامه ی مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/11/12ساعت 21:58  توسط امیر فتحی  | 


ببری که از پس گرد باد عزیمت را به سینه می فشرد

بر بامهای ما روزگار تازه ی فریادها

بر بامها ی شما روزگار تازه ی فریادها

و  است که در غروب  جهان می ایستد به سوی صفاهان

و روزنه های تمام اقلیم ما و صفورا

پدر

مشاهده می کند را

پدر

 مداقه  و سخت وارسی می کند را


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/10/23ساعت 0:28  توسط امید شمس  | 

وتهران ، تهران بزرگ ،

تهران ملیون هاچشم، ملیون ها گوش،جو یهای پر ازموش  

تهران برج ،پل ها،پرچم ها،تهران بامها، آنتن ها،تهران صداها

تهران دوا،ساقی ها،تهران دختران لوند ،مانتو های تنگ،ماشینهای گشت ، تهران شهیدپرور

تهران ترمینال ها، زیرزمین ها ، تهران گداها، تهران تو درتو ،تهران صداوسیما ، تهران خط ویژه

تاکسی های سیاسی، اتوبوسهای آکاردئونی،تهران یکطرفه

تهران شب ها، شب نشینی ها،تهران شایعات اخیر

شعارها،دیوارها،موشها،گوش ها،قال های  اخیر،مقال های اخیر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/09/24ساعت 14:54  توسط امیر فتحی  | 

مَر دل ثیه برای نمیر ِ شمس، سینما جمهوری – میدان حسن آباد

سمیرا یحیایی

 

سینه به جهان ِ تو  مالیده ام

از تهرانی که کولی ام نمی د هد  راحت

پرت ام و مرگ             روی تو تشییع می شود

خواب ام که لا به لای تو تاب می خورد   

خواب است

بیهُد که خواب می رود 

که چشم رو به راست

-          مردی مقابل دیوار رگ می زند –

(برای خواندن نسخه ی کامل شعر روی گزینه ی ادامه ی مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/09/05ساعت 23:57  توسط ده دقیقه به نه  | 

بخش میهمان
نامهء تند بهمن قبادی به عباس کیارستمی
چگونه می‌توانیم آسوده بخوابیم؟


آقای کیارستمی عزیز! در این روز های حساس و سرنوشت ساز چه بخواهی چه نخواهی، چه درست چه نادرست، تنها معیار شرف و عزت و افتخار، همراهی با مردم و همراهی نکردن با مخالفان مردم است. شما با حرف هایت، ما را از اعتراض کردن در جشنواره ها و پیوستن به مردم وفیلمسازی درباره مشکلات اجتماعی و سیاسی نهی کرده ای. مردم سکوت هنرمندان را فراموش نخواهند کرد. مردم بهترین داوران تاریخ اند

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/08/23ساعت 12:33  توسط ده دقیقه به نه  | 

گریز  از رانده شدن

اسفندیار آبان

 

حسین  قنادیان رئیس سازمان بسیج هنرمندان:

هدف اصلی سازمان بسیج هنرمندان ، تربیت هنرمندی  ست که بتواند پاسخگوی  نیاز هنر و ادبیات

جامعه و انقلاب اسلامی باشد.مهمترین برنامه های سازمان بسیج هنرمندان این  است که امسال طرح  پنج ساله سازمان نوشته  می شود و هدف اصلی در این  طرح تربیت انسان  های متخصص به صورت مصداقی ست. مثلا 100 نفرفیلمبردار حرفه ایی ، 20 نویسنده  فیلم نامه ، 10 کارگردان. (روزنامه اعتماد . 15 مهرماه(

 

بی شک جامعه  ایران روزهای یگانه و منحصر  به فردی را از سر می گذراند. جامعه ای که برای اولین بار  در این سی سال وضعیت گذار را بهتر از هر وقت دیگری در تمام سطوح خود دید.

گفتمان تغییر ، یعنی گفتمانی که در آن قائل به پایان  دوران گذار هستیم .  این تنها گفتمان مشترک بین مردم و  حاکمیت است. هر دو طرف  به این توافق  پنهان رسیده اند که اکنون وقت  تغییر است.

توافقی که البته به نفع مردم پیش نرفت و  تنها بدل به ابزار حاکمیت شد برای سخن گفتن از دوران تازه ای که در راه است. سرنوشت ادبیات ، سرنوشت کلمه، فراموش شدن نیست. اما شاید انزوا در شرایط حاضر چندان  دور نباشد. رانده شدن. به حاشیه  رفتن. چیزی که حاکمیت به شدت دنبال  آن است. متن ادبیات را با نیرو های خود در دست می گیرد و به آسانی آنچه ادبیات یک سرزمین است به حاشیه  می رود.

امروز جامعه  ادبی ایران بیش از هر چیز باید برای حفظ  خود و ثبت این مبارزه تلاش کند.

(برای خواندن متن کامل روی گزینه‌ی ادامه‌ی مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/25ساعت 17:54  توسط اسفندیار آبان  | 

بخش میهمان
دمای
تهران: اوین

سمیرا یحیایی

حرفی نیست

تصویر جهان بی من گشوده تر است

و تو

فرصت شلاقی دیگر ...

بگو زمین چگونه با چشمانی باز به پریشانی ما نگاه می کند و نمی میرد؟

بگو چگونه خانه با چهره ای مبدل از مقابل ما پرید؟

(برای خواندن نسخه ی کامل شعر روی گزینه ی ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/11ساعت 11:56  توسط ده دقیقه به نه  |