تبليغاتX
ده دقیقه به نُه

گریز  از رانده شدن

اسفندیار آبان

 

حسین  قنادیان رئیس سازمان بسیج هنرمندان:

هدف اصلی سازمان بسیج هنرمندان ، تربیت هنرمندی  ست که بتواند پاسخگوی  نیاز هنر و ادبیات

جامعه و انقلاب اسلامی باشد.مهمترین برنامه های سازمان بسیج هنرمندان این  است که امسال طرح  پنج ساله سازمان نوشته  می شود و هدف اصلی در این  طرح تربیت انسان  های متخصص به صورت مصداقی ست. مثلا 100 نفرفیلمبردار حرفه ایی ، 20 نویسنده  فیلم نامه ، 10 کارگردان. (روزنامه اعتماد . 15 مهرماه(

 

بی شک جامعه  ایران روزهای یگانه و منحصر  به فردی را از سر می گذراند. جامعه ای که برای اولین بار  در این سی سال وضعیت گذار را بهتر از هر وقت دیگری در تمام سطوح خود دید.

گفتمان تغییر ، یعنی گفتمانی که در آن قائل به پایان  دوران گذار هستیم .  این تنها گفتمان مشترک بین مردم و  حاکمیت است. هر دو طرف  به این توافق  پنهان رسیده اند که اکنون وقت  تغییر است.

توافقی که البته به نفع مردم پیش نرفت و  تنها بدل به ابزار حاکمیت شد برای سخن گفتن از دوران تازه ای که در راه است. سرنوشت ادبیات ، سرنوشت کلمه، فراموش شدن نیست. اما شاید انزوا در شرایط حاضر چندان  دور نباشد. رانده شدن. به حاشیه  رفتن. چیزی که حاکمیت به شدت دنبال  آن است. متن ادبیات را با نیرو های خود در دست می گیرد و به آسانی آنچه ادبیات یک سرزمین است به حاشیه  می رود.

امروز جامعه  ادبی ایران بیش از هر چیز باید برای حفظ  خود و ثبت این مبارزه تلاش کند.

(برای خواندن متن کامل روی گزینه‌ی ادامه‌ی مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/25ساعت 17:54  توسط اسفندیار آبان  | 

بخش میهمان
دمای
تهران: اوین

سمیرا یحیایی

حرفی نیست

تصویر جهان بی من گشوده تر است

و تو

فرصت شلاقی دیگر ...

بگو زمین چگونه با چشمانی باز به پریشانی ما نگاه می کند و نمی میرد؟

بگو چگونه خانه با چهره ای مبدل از مقابل ما پرید؟

(برای خواندن نسخه ی کامل شعر روی گزینه ی ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/11ساعت 11:56  توسط ده دقیقه به نه  | 

نشریه الکترونیکی دستور شماره اول خود را منتشر کرد

ده دقیقه به نه آغاز به کار دستور را امکانی برای ادبیات خلاق و خسته از سکون ایران می‌داند

برای مشاهده دستور و دانلود شماره اول این نشریه به سایت دستور بروید

www.dastoor.org


+ نوشته شده در  88/07/01ساعت 13:29  توسط ده دقیقه به نه  | 

پرونده / دعوت به بازنگری در نقش و تلقی اجتماعی هنرمندان2

روشنگری یا پیروی از مُد؟

رضا حیرانی

منتشر شده در اولین شماره‌ی نشریه الکترونیکی دستور

ندا زخمی ست که بر دل تمام انسان ها نشسته است این زخم برآمده از یک گلوله نیست مسبب آن هم کسی که شلیک می کند نیست این زخمی ست که سالهاست بر روی زمین تازه می شود گلوله ایست که ماشه اش هزاران سال است زیر انگشتان تفکری لمس می شود که احترام به حق دیگری را نشانه گرفته است تفکری که شاید اولین بار چشمان دو برادر را بهم دوخت و تا چنگیزها و اسکندرها  ادامه پیدا کرد در هیروشیما منفجر شد و و در آشوویتس شعله ور. در گوشه ای از جهان ویکتور خارا را هدف گرفت و در گوشه ای به لورکا رحم نکرد این زخم سالهاست که پوست می اندازد و عمیق می شود. برای درمانش به سوگنامه نیاز نداریم به بیداری و آگاهی نیازمندیم. آگاه کردنی که حتی به فکر بیداری کسی که اسلحه روی ندا کشید هم باشد. ما با فرد طرف نیستیم با تفکری بیمار طرفیم و به همین خاطر ضمن احترام به آنانی که برای نداها می نویسند معتقدم نباید از ندا نوشتن مدی چند روزه باشد بلکه باید برای پیشگیری از کشته شدن نداهای زیادی که در گوشه گوشه ی این سیاره زیر خاک می روند به خلق آثاری دست بزنیم که در آن هدف از نوشتن نام یک فرد، از بیداری نوشتن است

(برای خواندن متن کامل روی گزینه‌ی ادامه‌ی مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/06/30ساعت 10:37  توسط رضا حیرانی  | 

برای  خرداد ۸۸ و بوی ابرهایی که بلند است

سمیرا یحیایی

 

از نیمه گذشته است

و روز

سرمای دیگری است

سفید میان ملافه‌ها و دندان لق مرگ

یکدست می‌شود تن

تهران شبیه باکره‌ای بی یال، گیس داده به سمت باد

- و مرگ یکسره بی درمان است -

شب پرسه‌های ترس روی زمین

مصدوم چشم‌هایی که سر به کوه نمی‌گذارند و بیهده

ابر می‌شوند

تهران با قرنیه‌های خون قدم هضم می‌کند
(برای خواندن نسخه کامل شعر روی گزینه ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/06/23ساعت 20:22  توسط ده دقیقه به نه  | 

بازپس گیری خویشتن از خودسانسوری

امید شمس


مهمترین وجه خودسانسوری زمانی است که فرد حتی ازاندیشیدن به بعضی موضوعات هراس دارد. او ذهن خود را متوقف نمی کند بلکه آنرا مطابق با قوانین ویژه ای که کاملاً بیرونی وبیگانه با فردیت درونی اوست برنامه ریزی می کند. چنین ذهنی که داوطلبانه خود را تحت کنترل موجودیتی غیرازخودش درمی آورد؛ ذهن را ازمفهوم ذهن تهی می کرده آنرا به یک مرکز کنترل و فرمان محض بدل می کند. انسان با چنین ذهنی چیزی جز یک سایه ی بی رمق نیست.
(برای خواندن متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/06/12ساعت 0:30  توسط امید شمس  | 

جمع خوانی/دعوت به بازنگری در نقش و تلقی اجتماعی هنرمندان


شهادت از ازل تا ابد در ذات هنرمند است. هنرمند شاهد بی بدیل هستی است چرا که دراین شهود دقتی سخت دارد و عشقی ژرف. شهادت او برزمانه ی خویش شهادت هنری نیست که خود را به دیده بانی دنیا خلاصه کرده باشد. بلکه شهادت خدایی است که درخلقت او بس نشانه هاست برای « آنان» که.... هم ازاین روست که این شهادت سرخ سرسبزمی دهد برباد و هنرمندی که شهید می شود جز برای این نیست که حق گفته است یا گفته است انالحق.

بی شک امروز هنرمندان و جامعه ی ایران وارد عرصه ی تازه ای از رابطه ی خود شده اند لزوم بازنگری در این رابطه و همچنین ضرورت بازسازی و عمق بخشیدن به این رابطه روشن است.ما اعضای این حلقه از تمام هنرمندان و خصوصا نویسندگان مشتاقانه دعوت می کنیم تا با شرکت دراین بحث آینده ای روشن را برای هنر ایران و پیشینه ای درخور این دوران را برای آیندگان باقی گذارند.

ده دقیقه به نه

+ نوشته شده در  88/06/04ساعت 11:57  توسط ده دقیقه به نه  | 

جمع خوانی/ مطلب شماره یک از پرونده‌ی
ضرورت بازنگری در نقش و تلقی اجتماعی هنرمندان

امید شمس

" در فوریه 1948، کلمنت گوتوالد ، رهبر کمونیست ، در پراگ بر مهتابی قصری باروک قدم گذاشت. رفقا گوتوالد را دوره کرده بودند ، و کلمنتیس در کنارش ایستاده بود . دانه های برف در هوای سرد می چرخید ، و گواتوالد سر برهنه بود . کلمنتیس دلسوزکلاه پوست خز خود را از سربرداشت و آن را برسرگوتوالد گذاشت.

بخش تبلیغات حزب صدها هزار نسخه از عکس آن مهتابی را چاپ کرد . گوتوالد با کلاه خزی بر سر، و رفقا در کنار، با ملت سخن می گوید.

چهار سال بعد کلمنتیس به خیانت متهم و به دار آویخته شد . بخش تبلیغات بیدرنگ او را از تاریخ محو کرد ، و البته چهره او را هم از همه عکس ها در آورد . از آن تاریخ تاکنون گوتوالد تنها بر مهتابی ایستاده است . آنجا که زمانی کلمنتیس ایستاده بود فقط دیوار لخت قصر دیده می شود . تنها چیزی که از کلمنتیس باقی مانده ، کلاه اوست که همچنان بر سر گوتوالد مانده است ." ( برگرفته ازکتاب کلاه کلمنتیس نوشته ی میلان کندرا)

هنرو به ویژه ادبیات همین کلاه کلمنتیس است. کلاهی که تا ابد باقی می ماند و ازتاریخی محذوف سخن می گوید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/06/03ساعت 23:31  توسط امید شمس  | 

شعری از امید شمس

تمام عشقها و موجودات زنده بر کرانه ی دریا خاکستری بنفش

راحت بری ازاین جنس

تمام شوخ چشمی ها که مرگ و بی حالی ما ملت غریب را ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/06/02ساعت 10:16  توسط امید شمس  | 

مصاحبه رضاحیرانی با علی مسعودی نیا در اعتماد ملی

پیرامون شعر سیاسی و اجتماعی در ادبیات امروز ایران

لینک این مصاحبه در سایت روزنامه

توضیح اینکه سطری که با رنگ قرمز نوشته شده در نسخه ی منتشر شده حذف شده بود که بخاطر مخدوش شدن بحث در اینجا اضافه کردیم
برای خواندن متن کامل مصاحبه روی ادامه ی مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/05/24ساعت 11:27  توسط رضا حیرانی  | 

برگزار کنندگان جایزه ادبی نیما جایزه برتر اولین دوره خود را در حوزه شعر به طور مشترک به رضا حیرانی (یکی اعضای حلقه ادبی ده دقیقه به نه) و خانم رویا زرین اهدا کردند. جایزه نیما در اولین دوره به بررسی شعرهای منتشر شده ای که در سال 86 در مطبوعات ونشریات ادبی الکترونیکی منتشر شده بودند اختصاص یافته بود. همچنین در حوزه نقد ادبی نیز جایزه اولین دوره نیما به بهزاد خواجات اختصاص یافت. مراسم اختتامیه این جایزه بعد از دو بار لغو شدن در روز سه شنبه سی تیر با حضور جمعی از اهالی ادبیات برگزار شد.

سایت جایزه ادبی نیما

گزارش مراسم اختتامیه

+ نوشته شده در  88/04/31ساعت 1:13  توسط ده دقیقه به نه  | 


ده دقیقه به نه
درگذشت اسماعیل فصیح را به جامعه ادبی ایران تسلیت می‌گویند

+ نوشته شده در  88/04/26ساعت 23:10  توسط ده دقیقه به نه  | 

To the innocent blood of our little beautiful sister NEDA

 

Omid shams

 

We are the people eating our mutilated corpses of dreams

Under the shadow in secret

We are the people with our shivering hands in our pockets

With our sewed eyes in our suitcases with our heart-ripping bleeding screams in our depositories, boxes

We are the people with a little shiny hope – deep in our fabulous Persian eyes- which tells us lovely bedtime stories when we close our eyes at the endless night.

We are the people of patience and patience and patience

We are the people of pride and pride and pride

We are the people of pain and pain and pain

We are the people of wrath at the end just like the Gods

And we are people just like others

Like others we love smooth skin, shy lips and dark eyes

Like others we love warm kisses in the rain

Like others we move we think we hate we hide we cry and we try.

Like the others we go to gardens and parks and streets looking at each other asking with eyes: ARE YOU WITH US

We watch the blood in the streets like popular soap operas

We feel the lumps in 70 million throats

We live death like a fish lives ocean around

We embrace beloveds- oh beloveds – from behind in darkness, touching the shaking body whispering in velvet flushing ears: O Beloveds! ARE YOU WITH US

When you are melting down under the dungeons, black holes and anonymous veils, O Beloveds

?ARE YOU WITH US

When we are talking to a fucking dumb bullet face to face to calm it Down

When we try to introduce the arms legs and back but possibly not the head to the gentle batons of the riot police

When we turn back to the CNN,s camera and rub the blood of a pregnant woman and our little beautiful sister on the lens

!O Beloveds of the world

With your endless hearts with your endless charms

   ?ARE YOU WITH US

+ نوشته شده در  88/04/11ساعت 11:55  توسط امید شمس  | 

استاد حقوقی درگذشت



به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين شاعر و منتقد پيشكسوت حدود ساعت 17:20 امروز (دوشنبه، هشتم تيرماه) در بيمارستان خورشيد اصفهان درگذشت.

حقوقي از روز پنج‌شنبه (چهارم تير) به دليل ناراحتي قلبي و كليوي به حالت نيمه‌بي‌هوش به بيمارستان منتقل شده بود.

به گفته‌ي همسر حقوقي، جزييات مراسم تشييع و خاك‌سپاري اين شاعر و پژوهشگر كه در تهران سكونت داشت، هنوز مشخص نيست؛ اما به احتمال زياد در زادگاهش اصفهان به خاك سپرده شود.

محمد حقوقي متولد سال 1316 در اصفهان بود. دوره‌ي آموزش‌هاي دبستاني و دبيرستاني را در زادگاهش به پايان رساند. پيش از اين‌كه به تهران بيايد، تنها دو كتاب شعر با نام «زوايا و مدارات» و «فصل‌هاي زمستاني» را در اصفهان چاپ كرده بود و نه تنها به عنوان شاعر، كه به عنوان منتقد هم، همراه با چاپ مقاله‌ها و نقدهايي در «جنگ اصفهان»، مجله‌ي «آرش» و مطبوعات مختلف مشهور شده بود؛ اما آن‌چه او را بيش از پيش شناساند، انتشار كتاب «شعر نو از آغاز تا امروز» بود.

آثاري از جمله دفترهاي شعر: «گنجشك‌ها و گيلاس‌ها» (شعرهاي عاشقانه)، «زوايا و مدارات»، «فصل‌هاي زمستاني»، «شرقي‌ها»، «با شب با زخم با گرگ»، «گريزهاي ناگريز»، «خروس هزاريال»، «سطح‌هاي شعر در سطرهاي نثر» و «از صدا تا سكوت» (لاك‌پشت‌ها(، و نيز «شعر و شاعران» (‌بررسي و تحقيقي درباره‌ي شعر شاعران معاصر) از او به جا مانده‌اند.

 

+ نوشته شده در  88/04/08ساعت 22:59  توسط ده دقیقه به نه  | 

+ نوشته شده در  88/04/01ساعت 12:56  توسط ده دقیقه به نه  |